تبليغاتX
برای نازلی - ماهان!

برای نازلی

شخصی

جلسه اولیا و مربیان بود، وارد مهد که شدم نازلی دوید و دستم رو گرفت و برد طبقه بالای مهد تا " پسرکوچولو" رو نشونم بده که همیشه ازش توی خونه حرف می زنه و می گه "مامانی، موهای فرفری داره همیشه می خنده" و بعد با یه احساسی که انگار خودش خیلی بزرگه می گه: خیلی کوچولوه مامان!

و جالب اینجا است که نازلی اسم این پسر کوچولو رو  که توی کلاس سه ساله ها است و هر بار حرف زدن از اون به این درخواست نازلی ختم میشه که" مامان منم یه داداش کوچولو می خوام" رو نمی دونه!!!

القصه!...روی پله های مهد درحالیکه مادر و دختر دنبال " پسر کوچولو" می گشتیم، ماهان همکلاسی نازلی که انگار خیلی هم به نازلی ارادت! داره دنبالمون راه افتاده بود و همش به نازلی اصرار می کرد: "نازلی منو هم به مامانت نشون بده"...  

+ نوشته شده در  87/12/05ساعت 22:45  توسط زهره   |